ترجمه "punctate" به فارسی

(به ویژه گیاه یا جانور) خال مخالی, نقطه نقطه, کک مک دار (punctated هم می گویند) بهترین ترجمه های "punctate" به فارسی هستند.

punctate adjective دستور زبان

marked by spots, dots, points, or punctures. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (به ویژه گیاه یا جانور) خال مخالی

  • نقطه نقطه

  • کک مک دار (punctated هم می گویند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " punctate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "punctate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "punctate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه