ترجمه "pungent" به فارسی
تند, زننده, انگیزان بهترین ترجمه های "pungent" به فارسی هستند.
pungent
adjective
دستور زبان
Having a strong odor that stings the nose, said especially of acidic or spicy substances. [..]
-
تند
adjectiveThe beautiful pungent smell of burning eucalyptus wood in the grate.
بوی خوش و تند چوب اوکالیپتوسی که در اجاق میسوخت
-
زننده
adjectiveI smelled tobacco on him and alcohol, sweet and pungent.
بوی تنباکو و الکل میداد، بوی شیرین و زننده.
-
انگیزان
-
ترجمه های کمتر
- انگیزنده
- انگیزگر
- گزنده
- خاردار
- زیرکانه
- بران
- محرک
- (بو یا مزه) تند
- (در فکر) دردآور
- (سبک نگارش و سخن) تند و تیز
- از روی زرنگی
- تیز گونه
- زبان گز
- پر ادویه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pungent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pungent
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pungent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pungent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "pungent" با ترجمه به فارسی
-
بطور زننده یا تند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن