ترجمه "pure" به فارسی
پاک, خالص, ناب بهترین ترجمه های "pure" به فارسی هستند.
free of flaws or imperfections; unsullied [..]
-
پاک
adjectivefree of flaws or imperfections
Faint and unreal, it was amazingly pure and exciting.
فضایی لطیف و غیرواقعی که درعینحال بسیار پاک و هیجانانگیز بود.
-
خالص
adjectiveTen if it comes from a pure blood.
ده هزار تا اگه از خون خالص درستش کنن.
-
ناب
adjectivefree of flaws or imperfections
No emotion was pure, because everything was mixed up with fear and hatred.
عواطف ناب در میان نبود، چرا که همهچیز آمیخته با ترس و نفرت بود.
-
ترجمه های کمتر
- محض
- پاك
- زلال
- پاکدامن
- عفیف
- فرهومند
- طاهر
- صاف
- کامل
- پاکیزه
- اصیل
- منزه
- مطلق
- تمیز
- صرف
- یکدست
- سالم
- وش
- لب
- نظری
- آویژه
- بافضیلت
- باناموس
- نانجس
- پرهیزکار
- کیا
- طیب
- سره
- سارا
- (آوا شناسی) تک آوا
- (انجیل) ناملوث
- استفاده نشده
- اشباع شده
- بی آلایش
- بی آمیغ
- بی خدشه
- بی عیب
- بی غش
- دست نخورده
- دوشیزه ای
- نیک نژاد (purebred هم می گویند)
- واکه ی ساده (monophthongal هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Pure" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pure در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pure"
عباراتی شبیه به "pure" با ترجمه به فارسی
-
دودمانهای خالص · سلسلههاي خالص
-
زادگیری خالص
-
ریاضیات محض
-
رقابت خالص – کامل · رقابت کامل
-
سیستم دوتایی
-
(نژاد شناسی - جانور یا گیاه) دودمان سره · نژاد خالص
-
پژوهش محض
-
آیین بودای پاک بوم