ترجمه "purple" به فارسی

ارغوانی, بنفش, زرشکی بهترین ترجمه های "purple" به فارسی هستند.

purple adjective verb noun دستور زبان

A colour/color that is a dark blend of red and blue; dark magenta. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارغوانی

    adjective

    colour [..]

    Ammu recognized vaguely that her thoughts were shot with a delicate, purple tinge of envy.

    آ مو به طرز مبهمی متوجه شد که ذهنش را نیش ارغوانی حسد گزیده است.

  • بنفش

    noun

    colour

    The river took on rosy and purple hues of reflection.

    رودخانه با پرتو بنفش و گلگون رنگین میگشت.

  • زرشکی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • جگری
    • سلطنتی
    • شهوار
    • رکیک
    • امپراطوری
    • هرزه
    • کثیف
    • (رنگ) ارغوانی
    • (سبک ادبی - تداعی منفی) پیچیده و پر تصنع
    • (نادر) قرمز سیر
    • ارغوانی کردن یا شدن
    • جامه ی ارغوانی (که نشان سلطنت و جاه است)
    • کفر آمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " purple " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Purple proper

(rare) A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Purple" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Purple در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "purple"

عباراتی شبیه به "purple" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "purple" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه