ترجمه "purr" به فارسی
خرخر, خرخرکردن, فرفر بهترین ترجمه های "purr" به فارسی هستند.
purr
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) Of a cat, to make a vibrating sound in its throat when contented. [..]
-
خرخر
He behaved as a mere man should: provided a comfortable knee to lie upon and purr,
رفتارش، به شرط آنکه زانوی گرم و نرمی برای خوابیدن و خرخر کردن مییافت،
-
خرخرکردن
-
فرفر
-
ترجمه های کمتر
- پروازکردن
- (صدای گربه هنگام استراحت) خرخر
- (موتور و غیره) ویژ ویژ
- خرخر کردن
- خرخر گربه
- هر صدای شبیه به خرخر گربه : زمزمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " purr " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن