ترجمه "put forth" به فارسی
پیش نهادن، مطرح کردن، ارایه کردن، پیشنهاد کردن، روییدن، سبز کردن ترجمه "put forth" به فارسی است.
put forth
verb
دستور زبان
to give or supply; to make or create (implies trying or striving) [..]
-
پیش نهادن، مطرح کردن، ارایه کردن، پیشنهاد کردن، روییدن، سبز کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " put forth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن