ترجمه "put through one's paces" به فارسی
مهارت (یا استعداد و غیره ی) کسی را آزمودن ترجمه "put through one's paces" به فارسی است.
put through one's paces
-
مهارت (یا استعداد و غیره ی) کسی را آزمودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " put through one's paces " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن