ترجمه "putative" به فارسی
درافواه, عرفی, فرضی بهترین ترجمه های "putative" به فارسی هستند.
putative
adjective
دستور زبان
Commonly believed or deemed to be the case; accepted by supposition rather than as a result of proof. [..]
-
درافواه
-
عرفی
-
فرضی
-
ترجمه های کمتر
- شهرت یافته
- قلمداد شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " putative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "putative" با ترجمه به فارسی
-
بازده
-
اظهار داشتن · توضیح دادن · سرزنش کردن · کاندید کردن
-
عزل کردن، برکنار کردن · کنار گذاشتن
-
(انگلیس) ناراحت کننده · حواس پرت کننده · دل سرد کننده · نگران کننده
-
عمل کردن به
-
بازده- ستانده- محصول
-
صادره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن