ترجمه "pygmy" به فارسی
کوتوله, گورزاد, پیگمی بهترین ترجمه های "pygmy" به فارسی هستند.
pygmy
adjective
noun
دستور زبان
(often capitalized, usually in the plural: Pygmies) A member of one of various Ancient Equatorial African tribal peoples, notable for their very short stature [..]
-
کوتوله
the next summer im captured hes a pygmy
تابستون بعد ، من توسط. اون يک کوتوله ست
-
گورزاد
noun -
پیگمی
-
ترجمه های کمتر
- ناچیز
- (افسانه و تاریخ های کهن) هریک از نژادهای کوته قامت افریقا یا آسیا
- افریقایی متعلق به نژاد P( -3 Negrito کوچک - آسیایی یا جانور یا گیاه) ریزه
- بی اهمیت
- سیاهپوست متعلق به نژاد Negrillo
- وابسته به پیگمی ها
- کم رشد P( -4 کوچک - آدم یا چیز) کم ارزش
- کوته قد
- کوتوله مانند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pygmy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pygmy
noun
any member of various peoples having an average height of less than five feet
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pygmy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pygmy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "pygmy" با ترجمه به فارسی
-
خوتکای هندی
-
لوریس تنبل کوتوله
-
بوجانگایی کوتوله
-
کوسه کوتوله
-
شاهین کوتوله
-
کوسه کوتوله درازبینی
-
کوسه کوتوله ریزچشم
-
نهنگ عنبر ریزقد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن