ترجمه "pyramidical" به فارسی

اهرام وار، قبرستانی، آرامگاهی (مثل سکوتی قبرستانی، یا سکت چون اهرام مصر), هرمی بهترین ترجمه های "pyramidical" به فارسی هستند.

pyramidical adjective دستور زبان

pyramidic [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اهرام وار، قبرستانی، آرامگاهی (مثل سکوتی قبرستانی، یا سکت چون اهرام مصر)

  • هرمی

    His heart quailed before the enormous pyramidal shape.

    در برابر شکل هرمی غولآسا، کبوتر قلبش پرپر زد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pyramidical " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pyramidical" با ترجمه به فارسی

  • نمودار هرمی
  • راه هرمی · راههای مغزي ـ نخاعي · مسيرهاي هرمي · مسیرهای مغزی- نخاعی
  • هرم اموزشی
  • (مصر) هریک از اهرام · بلور هرمی · به شکل هرم در آوردن · هر چیز هرمی شکل · هرم · هرم (هندسه) · هرم ساختن · هرمی کردن · پیرامید
  • سلسله مراتب شغلی
  • قدرت هرم
  • الگوي سني · تركيب سني · توزيع سني · ساختار سنی · هرم سني
  • بطور هرمی · هرم وار
اضافه کردن

ترجمه های "pyramidical" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه