ترجمه "pyrogen" به فارسی
برق, (دارو سازی) تب آور, تب زا بهترین ترجمه های "pyrogen" به فارسی هستند.
pyrogen
noun
دستور زبان
(medicine) Any substance that produces fever, or a rise in body temperature [..]
-
برق
noun -
(دارو سازی) تب آور
-
تب زا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pyrogen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pyrogen" با ترجمه به فارسی
-
آذر زاد · ایجاد شده توسط تب · ایجاد شده در اثر گرما · تب زاد · تف زاد · رجوع شود به pyrogenous( igneous هم می گویند) · گرما زاد
-
اتشین · اذرین · پیداشده از سوختن جسم دیگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن