ترجمه "quadrangle" به فارسی
چهار ضلعی, مربع, (به ویژه حیاط یا محوطه ی دانشگاهی) صحن بهترین ترجمه های "quadrangle" به فارسی هستند.
A geometric shape with four angles and four straight sides. [..]
-
چهار ضلعی
nounSubdued voices ascended in the early mornings from the paved well of the quadrangle
صبحهای زود صداهایی آرام و نامحسوس از چاه سنگفرش شده چهار ضلعی بلند میشد
-
مربع
nounFurther on was the gateway that led into King's School, and he stood in the quadrangle round which were the various buildings.
کمی دورتر دروازهیی بود که به کنگزسکول منتهی میشد، و وی در میان میدان مربع مستطیلی ایستاد که بناهای متعددی آن را احاطه کرده بودند.
-
(به ویژه حیاط یا محوطه ی دانشگاهی) صحن
-
ترجمه های کمتر
- (هندسه) چهار گوشه
- ساختمان های دور حیاط مربع
- محوطه ای که چهار طرف آن ساختمان است
- چهار بر
- چهار گوش
- چهار گوشه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quadrangle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Quadrangle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Quadrangle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.