ترجمه "quadratic" به فارسی
چهاربر, مربعی, کوادراتیک بهترین ترجمه های "quadratic" به فارسی هستند.
quadratic
adjective
noun
دستور زبان
square-shaped [..]
-
چهاربر
-
مربعی
-
کوادراتیک
-
ترجمه های کمتر
- (جبر) چهاربری
- (نادر) مربع
- درجه ی دوم
- زینه ی دوم
- منشور قائم
- چهاره ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quadratic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "quadratic" با ترجمه به فارسی
-
(جبر) معادله ی درجه دوم · معادله درجه دو · منشور قائم · هم چندی چهاربر
-
برنامهريزى بازگشتي · برنامهريزى درجهدوم · برنامهريزى عدد صحيح · برنامهريزي رياضياتي · برنامهريزي غيرخطي · برنامهريزي واكنشي · برنامهريزي پارامتري · برنامهريزي پويا · روشهای بهینهسازی
-
(با: with) متوافق کردن (با) · (جانور شناسی) استخوان چهار گوش · به توان دو رساندن · به قطعات مربع بخش کردن · فک بند · مربع · مربع کردن · هم ساز کردن · چهار گوش · چهار گوش کردن · چهاربر
-
چندجملهای درجه دوم
-
(زیست بوم شناسی - یک متر مربع زمین که گیاهان و جانداران آن را مورد پژوهش و شناخت قرار می دهند) چهار بنه · (چاپ) میله ی سربی · فاصله انداز
-
(با فعل مفرد) بخشی از ریاضیات که با هم چندی های چهاربر (یا معادلات درجه دوم) سروکار دارد · چهاربرگان شناسی
-
فرم درجه دوم
-
قانون تقابل درجه دوم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن