ترجمه "quag" به فارسی
باتلاق, مرداب, (نادر) باتلاق بهترین ترجمه های "quag" به فارسی هستند.
quag
noun
دستور زبان
quagmire [..]
-
باتلاق
nounThen I flung my body suddenly backward against the squelching quag
و بعد ناگهان خود را به پشت روی باتلاق انداختم و از پشت سرم بادستهایم پای شتر را گر تفم.
-
مرداب
noun -
(نادر) باتلاق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن