ترجمه "quail" به فارسی

بلدرچین, بدبده, وشم بهترین ترجمه های "quail" به فارسی هستند.

quail verb noun دستور زبان

Any of various small game birds of the genera Coturnix, Anurophasis or Perdicula in the Old World family Phasianidae or of the New World family Odontophoridae. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلدرچین

    noun

    any of several small game birds

    What's a quail for but to be caught in the snare? retorted the Little Russian.

    آندره اظهار داشت: بلدرچین برای این آفریده شده که در دام بیفته!

  • بدبده

    any of several small game birds

  • وشم

    noun

    any of several small game birds

  • ترجمه های کمتر

    • کرک
    • ورتیج
    • (جانور شناسی) بلدرچین (از ماکیان تیره ی Phasianidae)
    • بی اثر بودن
    • جا خوردن
    • خود را باختن
    • دلهره پیدا کردن
    • فنری بودن
    • چروک شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " quail " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Quail proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Quail" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Quail در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "quail"

عباراتی شبیه به "quail" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "quail" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه