ترجمه "quality" به فارسی
کیفیت, صفت, چونی بهترین ترجمه های "quality" به فارسی هستند.
quality
adjective
noun
دستور زبان
(uncountable) Level of excellence [..]
-
کیفیت
nounlevel of excellence [..]
It pays in the long run to buy goods of high quality.
خریدن کالاهایی با کیفیت بالا عاقبت کار ساز است.
-
صفت
nounI think acquisitiveness is a very fine quality.
به نظر من مال اندوزی یک صفت ظریفه.
-
چونی
nounlevel of excellence
-
ترجمه های کمتر
- نوع
- کسر وزنی بخار در مخلوط بخار-مایع
- کوالیته
- خصلت
- خوبی
- خاصیت
- سمت
- ویژگی
- خوب
- ارزش
- مرغوب
- خصیصه
- ارزشمند
- ارزشمندی
- اعلا
- طنین
- ارزندگی
- زاب
- سزامندی
- سزندگی
- فروزه
- چونا
- چونایی
- کواس
- کالیبر
- اعلایی
- گزینه
- برگزیده
- گونه
- خط
- نقش
- (آوا شناسی) زنگ
- (قدیمی) مقام شامخ
- (نادر) مقام
- (پژواک شناسی) آوا چونی
- (چیز) مرغوبیت
- خطوط چهره
- صفات مشخصه
- فرازندگی 8 - (محلی) اعیان و اشراف
- قابليت پذيرش
- كيفيت فراورده
- واک چونی 1
- پژواک چونی 0
- چند و چونی
- کیفیت (در برابر: کمیت quantity)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Quality
-
کیفیت
It pays in the long run to buy goods of high quality.
خریدن کالاهایی با کیفیت بالا عاقبت کار ساز است.
-
با کیفیت
It pays in the long run to buy goods of high quality.
خریدن کالاهایی با کیفیت بالا عاقبت کار ساز است.
عباراتی شبیه به "quality" با ترجمه به فارسی
-
مدیریت کیفیت جامع · مدیریت کیفیت فراگیر
-
كيفيت غذا
-
بیمه کیفیت
-
دوره حيات پسبرداشت · ذخيرهپذيري · عمر انباري · عمر گلداني · پايداري انباري · کیفیت نگهداری
-
خواص ارگانولپتیکی · كيفيت ارگانولپتيكي · ويژگيهاي حواس
-
(امریکا- در برخی کارخانه ها) شورای بهسازی فرآوری
-
کیفیت هوای داخل ساختمان
-
قابليت پذيرش · كيفيت فراورده · کیفیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن