ترجمه "qualm" به فارسی

حالت تهوع, ترس, تردید بهترین ترجمه های "qualm" به فارسی هستند.

qualm noun دستور زبان

A sickly feeling of being ill at ease; sudden queasiness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حالت تهوع

    noun
  • ترس

    noun

    Hanbei, I have no qualms with you.

    هانبي ، من هيچ ترسي از تو ندارم

  • تردید

    noun

    clyde in turn, in spite of many qualms as to the wisdom of all this

    کلاید هم با تمام تردید آزاردهندهای که درباره درستی این رابطه داشت،

  • ترجمه های کمتر

    • دودلی
    • دلواپسی
    • دلهره
    • بیم
    • حمله
    • (با: no) ابا نداشتن
    • احساس ناگهانی (بیماری یا ضعف یا تهوع)
    • احساس گناه
    • دچار شدن به اضطراب (و غیره)
    • روی گردان نبودن
    • عدم اطمینان
    • ناراحتی خیال
    • ندای وجدان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " qualm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "qualm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه