ترجمه "quarantine" به فارسی

قرنطینه, قرنطینهکردن, قرنطینه کردن بهترین ترجمه های "quarantine" به فارسی هستند.

quarantine verb noun دستور زبان

A sanitary measure to prevent the spread of a contagious plague by isolating those believed to be infected. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرنطینه

    noun

    epidemiological intervention to prevent disease transmission

    I dunno, but it sounds to me like they want you quarantined.

    نمی دونم ولی به نظرم شمارو قرنطینه کنن.

  • قرنطینهکردن

  • قرنطینه کردن

    verb

    while the forms were prepared for placing the ship in quarantine.

    تا آنها بروند و اقدامات لازم برای قرنطینه کردن کشتی را انجام دهند.

  • ترجمه های کمتر

    • (در اصل - کشتی که احتمال می رفت ناقل بیماری همه گیر باشد) نگهداری چهل روزه در بندر
    • (مجازی) منزوی کردن
    • خانه نشین کردن
    • درقرنطینه نگهداشتن
    • محل قرنطینه
    • مطرود کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " quarantine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Quarantine
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرنطینه

    They would be sure to send first thing in the morning, to carry me to the Quarantine Department: and rang off.

    ولی مطمئنا در اولین فرصت، صبح روز بعد مرا به قسمت قرنطینه خواهند برد.

اضافه کردن

ترجمه های "quarantine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه