ترجمه "quarter" به فارسی
محله, چارک, فصل بهترین ترجمه های "quarter" به فارسی هستند.
quarter
adjective
verb
noun
دستور زبان
Pertaining to an aspect of a quarter. [..]
-
محله
nounsection of a town
There is another spy commissioned for our quarter.
خبرچین دیگری ما مور محله ما شده است.
-
چارک
nounone of four equal parts [..]
They were not half living, or quarter living.
دیگر نیمه یا چارک زنده هم نبودند.
-
فصل
nounperiod of three months
Now you got 17 of'em with 8 more coming next quarter.
حالا تو 17 تا کافی شاپ داری ، که فصل دیگه 8 تا دیگه هم بهشون اضافه میشه
-
ترجمه های کمتر
- بیست و پنج سنتی
- سهماهه
- ربع
- کوی
- ربعی
- کوارتر
- مسکن
- سر پست
- طرف
- امان
- برزن
- جا
- جهت
- سو
- ترم
- سمت
- تربیع
- زینهار
- زیوار
- همسايگی
- چارکی
- (امریکا و کانادا) سکه ی 52 سنتی
- (بر چارک سپر) نشان نقش کردن 9
- (به خاطر باد) اریب شنا کردن
- (به ویژه سربازان) جا دادن
- (به ویژه سگ شکاری - ناحیه ای را) به دقت جستجو کردن
- (تقریبا) وجب
- (تقریبا) یک چهارم لاشه
- (تقریبی) هر یک از چهار بخش کره ی زمین 1
- (جسد شخص اعدام شده) شقه کردن
- (جمع) اقامتگاه
- (جمع) گردهمایی ناویان (در عقب عرشه)
- (در برخی دانشگاه های امریکا و کانادا) دوره ی تحصیلی (حدود یازده هفته - معمولا از سمستر کوتاه تر)
- (در نخجیرگاه) پرسه زدن
- (فوتبال وبسکتبال و غیره) هر یک از دو نیمه ی هاف تایم
- (قطب نما) هر یک از چهار جهت (شمال یا جنوب یا شرق یا غرب)
- (معمولا جمع) منبع (خبر یا قدرت و غیره)
- (مکانیک) میل لنگ و غیره را بر میله ی اتصال و غیره عمود کردن
- (میل لنگ و غیره) عمود 6
- (نجوم) ماه به شکل تربیع
- (نشان های اشرافی) یک چهارم سپر
- (واحد وزن برابر با 52 پوند در امریکا و 82 پوند در انگلیس) کوارتر
- (کشتیرانی) هر یک از طرفین کشتی (بین شاه تیر و پاشنه) چارک پسین
- (گوشت گاو و گوسفند و خوک و غیره) پا و کفل
- 52 سنت
- اریب کشتیرانی کردن 7
- اقامتگاه تعیین کردن
- بخش کردن
- برابر با یک چهارم
- به چهار بخش تقسیم کردن
- تجسس کردن 5
- جادان 4
- دست و شانه
- دوره ی سه ماهه
- ربع (ساعت)
- سه ماه
- شقه 0
- قطعه قطعه کردن 2
- محل زندگی
- مراسم حضور وغیاب و سان (در عرشه) 0
- مرجع 5
- مسکن تهیه دیدن
- منزل 3
- نشان نقش شده بر هر یک از چهار بخش سپر
- نصف نیمه
- هر یک از چهار بخش افق
- پانزده دقیقه
- چارک (دوره ی بازی) 8
- چارک کردن
- چهار بخش کردن 3
- چهار بخشی کردن
- چهار یک
- چهار یک کردن 1
- چهاره ی ماه
- چهاره ی نخست
- چهاره ی پسین 7
- کنار کفش (میان پاشنه و جلو) 6
- کوی 2
- گذشت 4
- یک چهارم
- یک چهارم دلار
- یک چهارم مایل (حدود 4/0 کیلومتر)
- یک چهارم پوند
- یک چهارم کردن
- یک چهارم یارد (برابر با 9 اینچ)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quarter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Quarter
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Quarter" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Quarter در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "quarter"
عباراتی شبیه به "quarter" با ترجمه به فارسی
-
دادگاهی که هر سه ماه یک بار تشکیل می شود
-
(الوار) چهار تخته شده · (به ویژه سرباز) مسکن داده شده · بخش شده به چهار قسمت · ساکن (در) · چارک شده · چهار یک شده
-
قرهنی
-
(در اصل) محل مستحکم در کشتی (که از آنجا با دشمنانی که به کشتی وارد شده بودند نبرد می کردند) · جای تنگ و خفه · جای کوچک و پر ازدحام · نبرد تن به تن
-
اولین روز فصل
-
(شیپوری که کمی پیش از شیپور خاموشی زده می شود و سربازان را به اتاق های خود فرا می خواند) شیپور فراخوان
-
(در اندازه گیری قطعه زمین) یک چهارم · نیم مایل مربع (061 ایکر)
-
شکاف سم اسب (عمود براستخوان که موجب لنگی می شود)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن