ترجمه "quartering" به فارسی
(موج یا باد) وزنده بر یکی از دو پهلوی عقب کشتی, تردد, تهیه ی اقامتگاه (به ویژه برای سربازان) بهترین ترجمه های "quartering" به فارسی هستند.
quartering
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of quarter. [..]
-
(موج یا باد) وزنده بر یکی از دو پهلوی عقب کشتی
-
تردد
nounwithin the confines of your new living quarters
در نزديکي دهکده خودمون تردد داشته باشيد
-
تهیه ی اقامتگاه (به ویژه برای سربازان)
-
ترجمه های کمتر
- زاویه نود درجه
- عمل تقسیم به چهار بخش
- عمود
- عمود بر همدیگر
- قائم
- پیش پاشنه خور
- چارک سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quartering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "quartering"
عباراتی شبیه به "quartering" با ترجمه به فارسی
-
(در اصل) محل مستحکم در کشتی (که از آنجا با دشمنانی که به کشتی وارد شده بودند نبرد می کردند) · جای تنگ و خفه · جای کوچک و پر ازدحام · نبرد تن به تن
-
اولین روز فصل
-
(شیپوری که کمی پیش از شیپور خاموشی زده می شود و سربازان را به اتاق های خود فرا می خواند) شیپور فراخوان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن