ترجمه "queasiness" به فارسی

حالت تهوع, تهوع, بیم بهترین ترجمه های "queasiness" به فارسی هستند.

queasiness noun دستور زبان

the state of being queasy; nausea [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حالت تهوع

    noun

    He felt tired and he had $ queasy, thumping headache.

    احساس خستگی میک رد. سردردی که به مغزش میکوبید به او حالت تهوع میداد.

  • تهوع

    He felt tired and he had $ queasy, thumping headache.

    احساس خستگی میک رد. سردردی که به مغزش میکوبید به او حالت تهوع میداد.

  • بیم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تردید
    • ناراحتی
    • بهم خوردگی
    • حالت قی
    • سنگینی خوراک
    • عدم اطمینان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " queasiness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "queasiness" با ترجمه به فارسی

  • (مجازی) زود بیزار · آدمی که زود دلش به هم می خورد یا دچار تهوع می شود · استفراق انگیز · بیزار · تهوع آور · دلهره آفرین · دلواپس · دچار تهوع · دچار دل به هم خوردگی · زده · زود هراش (squeamish هم می گویند) · ناراحت کننده · هراش انگیز · هراشیده
اضافه کردن

ترجمه های "queasiness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه