ترجمه "queenly" به فارسی
شهبانووار, سلطنتی, مجلل بهترین ترجمه های "queenly" به فارسی هستند.
queenly
adjective
adverb
دستور زبان
Having the status, rank or qualities of a queen; regal. [..]
-
شهبانووار
yet queenly she looked, and thought and knowledge were in her glance
حالتی شهبانووار داشت و اندیشه و دانش در نگاهش هویدا بود.
-
سلطنتی
-
مجلل
-
ملکه وار
and he thought that she looked fair and queenly indeed as she stood there at his side.
و فکـر میکرد در این حالت که کنار او ایستاده است، به راستی زیبا و ملکه وار مینماید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " queenly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "queenly" با ترجمه به فارسی
-
ملکه منشی · وقار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن