ترجمه "quickness" به فارسی
سرعت, جلدی, تندی بهترین ترجمه های "quickness" به فارسی هستند.
quickness
noun
دستور زبان
Rapidity of movement or activity; agility or dexterity [..]
-
سرعت
nounShe hes the liking for it, and gits the hang of things surprisin quick.
اون عاشق خانهداریه و همه کارا رو با سرعت تأجبآوری انجام می ده.
-
جلدی
nounPyotr did not eat, but kept on talking in a quick whisper, his dark, roguish eyes gleaming merrily.
غذا نمیخورد و حرف میزد، با پچپچ سریعی سخن میگفت چشمهای سیاه و محیلش با جلدی میدرخشید.
-
تندی
nounA sound of quick steps broke the silence of the moor.
صدای گامهای تندی سکوت خلنگ زار را شکست.
-
ترجمه های کمتر
- عجله
- زودی
- زودفهمی
- زودیابی
- فوریت
- سرعت انتقال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quickness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "quickness" با ترجمه به فارسی
-
تور سریع
-
زبانه های سریع
-
نان دارای خمیر زودپز
-
(قدم رو سربازان و غیره) قدم تند (در مقایسه با: قدم آهسته) · با گام تند رفتن · بسیار تند · به سرعت · زود
-
تند خویی · زود خشمی · طحال
-
راه حل سريع و موقت
-
قوانین سریع
-
مراحل سریع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن