ترجمه "quilling" به فارسی
پارچه ی دارای چین های لوله مانند, پارچه ی لوله لوله شده بهترین ترجمه های "quilling" به فارسی هستند.
quilling
noun
verb
دستور زبان
the art of creating decorative designs from thin strips of curled paper [..]
-
پارچه ی دارای چین های لوله مانند
-
پارچه ی لوله لوله شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quilling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "quilling"
عباراتی شبیه به "quilling" با ترجمه به فارسی
-
(بافندگی) دوک · (جوجه تیغی) تیغ · (ریسمان) دور دوک یا ماسوره پیچیدن 1 · (ساخته شده از ساقه ی پر) قلم · (مثلا با تیغ جوجه تیغی) سوراخ کردن 3 · (پارچه را) لوله لوله کردن و دوختن · از پر پوشاندن · بوبین · تیغ جوجه تیغی · خار · دسته ی پر (که از آن قلم می ساختند) · زخمه · ساقه ی توخالی · ساقه ی پر (رجوع شود به تصویر: feather) · شاه پر · شهبال · شهپر · قرقره · قلم · ماسوره · مضراب · میله ی توخالی · نی · نی لبک · پر · پر بزرگ · پر کندن · پرپوش کردن 2 · چین لوله ای دادن 0
-
قلمپرها
-
(بافندگی) دوک · (جوجه تیغی) تیغ · (ریسمان) دور دوک یا ماسوره پیچیدن 1 · (ساخته شده از ساقه ی پر) قلم · (مثلا با تیغ جوجه تیغی) سوراخ کردن 3 · (پارچه را) لوله لوله کردن و دوختن · از پر پوشاندن · بوبین · تیغ جوجه تیغی · خار · دسته ی پر (که از آن قلم می ساختند) · زخمه · ساقه ی توخالی · ساقه ی پر (رجوع شود به تصویر: feather) · شاه پر · شهبال · شهپر · قرقره · قلم · ماسوره · مضراب · میله ی توخالی · نی · نی لبک · پر · پر بزرگ · پر کندن · پرپوش کردن 2 · چین لوله ای دادن 0
اضافه کردن مثال
اضافه کردن