ترجمه "quiz" به فارسی
کوئیز, دست انداختن, آزمونمایش بهترین ترجمه های "quiz" به فارسی هستند.
quiz
verb
noun
دستور زبان
A competition in the answering of questions. [..]
-
کوئیز
competition in the answering of questions
-
دست انداختن
verb -
آزمونمایش
-
ترجمه های کمتر
- آزمونه
- آزمونچه
- شیطنت
- شوخی
- (در اصل) آدم عجیب و غریب
- (رادیو و تلویزیون و غیره) آزمون اطلاعات عمومی
- (مهجور) شوخی عملی
- (مهجور) مسخره کردن
- (نادر) فضولانه نگاه کردن
- (کسی را) دست انداختن
- آزمایش کردن
- آزمونه کردن
- آزمونچه کردن
- آگه آزمون
- امتحان کوچک دادن به
- بازجویی کردن
- خل وضع
- مسخره کردن
- مورد پرسش قرار دادن
- نگاه مسخره آمیز کردن
- پرسش و آزمون
- چیز عجیب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quiz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Quiz
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Quiz" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Quiz در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "quiz" با ترجمه به فارسی
-
آزمونمایش · برنامه ی آزمون اطلاعات عمومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن