ترجمه "rabid" به فارسی

هار, خشمگین, تندرو بهترین ترجمه های "rabid" به فارسی هستند.

rabid adjective دستور زبان

Affected with rabies. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هار

    noun

    You turned him into some rabid vampire who only wanted to feed on other vampires.

    به یک خون آشام هار تبدیلش کرده بودی که فقط از خون خون آشاما تغذیه میکرد.

  • خشمگین

    adjective
  • تندرو

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • افراطی
    • مفرط
    • عصبانی
    • تند و تیز
    • دچار بیماری هاری
    • دیوانه وار
    • پر تب و تاب
    • پر خشم و خشونت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rabid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rabid
+ اضافه کردن

"Rabid" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rabid در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "rabid" با ترجمه به فارسی

  • تندی · سرسختی · هاری
  • تندی · سرسختی · هاری
اضافه کردن

ترجمه های "rabid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه