ترجمه "race" به فارسی

نژاد, جنسیت, نسل بهترین ترجمه های "race" به فارسی هستند.

race verb noun دستور زبان

A progressive movement toward a goal. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نژاد

    noun

    a large group of people set apart from others on the basis of common, physical characteristics [..]

    Nobody knows exactly how many races make up the population of the United States.

    هیچکس دقیقاً نمیداند جمعیت ایالات متحده از چند نژاد تشکیل شده است.

  • جنسیت

    noun
  • نسل

    noun

    A nuisance, aye, but they don't threaten the existence of the human race.

    مایه رنجش می شن، قبول، اما او نا وجود نسل انسان رو که تهدید نمی کنن.

  • ترجمه های کمتر

    • تبار
    • دودمان
    • طبقه
    • مسابقه
    • دو
    • دویدن
    • قوم
    • ملیت
    • مبارزه
    • جریان
    • شتافت، تعجیل
    • حرکت
    • طایفه
    • تاخت
    • همداوی
    • پادکوشی
    • ریس
    • پیشرفت
    • تیره
    • تنداب
    • تاختن
    • پیکار
    • (اسب یا اتومبیل و غیره را) در مسابقه شرکت دادن 3
    • (انتخابات و غیره) رقابت
    • (برای سرعت) مسابقه
    • (به سرعت) راندن 2
    • (جمع) مسابقه ی اسبدوانی
    • (در بخش های متحرک ماشین یا در بلبرینگ) شیار
    • (زیست شناسی) رجوع شود به breed
    • (زیست شناسی) زیرگونه
    • (غیر دقیق) ملت
    • (ماشین آلات یا موتور) در جا کار کردن
    • (موتور را در دنده خلاص گذاشتن و) گاز دادن
    • (نادر) طعم شراب
    • (هوانوردی) رجوع شود به slipstream 0
    • بسرعت رفتن
    • به سرعت حرکت کردن
    • تاخت آب
    • تند رفتن
    • تند کار کردن
    • جریان سریع آب
    • جوی چوبی (که آب در آن به سرعت حرکت می کند- معمولا برای به حرکت درآوردن آسیاب یا چرخ)
    • در مسابقه (به ویژه مسابقه ی سرعت) شرکت کردن
    • دوران حیات
    • زود رفتن
    • زیر گونه
    • مدت عمر
    • مردمان
    • مسابقه دادن
    • مسابقه ی ماشین رانی
    • نژاد (انسان)
    • هم پیکاری
    • هم چشمی
    • همداوی کردن 1
    • ویژگی شراب
    • پادکوشی کردن
    • پیشی جویی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " race " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Race
+ اضافه کردن

"Race" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Race در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "race"

عباراتی شبیه به "race" با ترجمه به فارسی

  • بازی ویدئویی مسابقهای
  • کارتینگ
  • نوعی مسابقه اسبدوانی که در آن هر یک از اسبان را قبل از آغاز مسابقه به معرض فروش می گذارند
  • مسابقه تا پایان کار (در اقتصاد)
  • مسابقه اسبدوانی
  • مسابقه کالسکهرانی
  • راننده مسابقهای
  • مسابقه ی اسبدوانی که در آن برنده را به مزایده می گذارند
اضافه کردن

ترجمه های "race" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه