ترجمه "racemate" به فارسی
(شیمی), ملح راسیمیک, ملح یا استر اسید راسیمیک بهترین ترجمه های "racemate" به فارسی هستند.
racemate
noun
دستور زبان
(chemistry) a racemic mixture [..]
-
(شیمی)
-
ملح راسیمیک
-
ملح یا استر اسید راسیمیک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " racemate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "racemate" با ترجمه به فارسی
-
(شیمی) اسید راسمیک (ترکیب فرانما و بی رنگ و بلورین که ایزومر اسید تارتاریک است) · راسمیک اسید
-
مخلوط راسمیک
-
(شیمی) راسمیک شدن · راسمیک شدن
-
(شیمی) راسمیک · (گیاه شناسی) خوشه ای · خوشه سان
-
خوشه (گلآذین)
-
(گیاه شناسی - گل) خوشه · خوشه · خوشههمهشتهها · كلاپرك · چتر · گل آذین خوشه ای (مثل گل یاس) · گلآذین خوشهای · گلآذینها
-
(شیمی) راسمیک شدگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن