ترجمه "rackety" به فارسی

جنجال آمیز, وابسته به سور چرانی و خوش گذرانی, پر سروصدا بهترین ترجمه های "rackety" به فارسی هستند.

rackety adjective دستور زبان

Making a racket: noisy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جنجال آمیز

  • وابسته به سور چرانی و خوش گذرانی

  • پر سروصدا

  • پر هیاهو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rackety " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rackety" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه