ترجمه "radicalism" به فارسی
رادیکالیسم, بنیادگرایی, (از نظر مخالفان آنها) بنیاد شکنی بهترین ترجمه های "radicalism" به فارسی هستند.
radicalism
noun
دستور زبان
Any of various radical social or political movements that aim at fundamental change in the structure of society [..]
-
رادیکالیسم
social or political movements that aim at fundamental change in the structure of society [..]
Contrary to what one would have expected, all this radicalism did not hurt the hotel business;
برخلاف تصور، این رادیکالیسم لطمهای به کار هتل وارد نمیساخت.
-
بنیادگرایی
noun -
(از نظر مخالفان آنها) بنیاد شکنی
-
ترجمه های کمتر
- (اعتقاد به تغییرات بنیادی) ریشه گرایی
- تندروی و افراط
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radicalism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "radicalism" با ترجمه به فارسی
-
(ریاضی) علامت رادیکال · نشان ریشه
-
رادیکال هیدروکسیل
-
(با R بزرگ) وابسته با احزاب و دستجات تندرو · (ریاضی) ریشه · (شیمی) بنیان · (گیاه شناسی) وابسته به ریشه · اساسی · اصل · اصلی · افراط گرای · افراطی · انجمن · بنیاد · بنیاد شکن · بنیادی · تندرو · دسته · رادیکال · رادیکال آزاد · رجوع شود به radical sign · ریشه · ریشه ای · ریشه برانداز · ریشه گرای · ریشه ی جبری عدد · ریشگی · شالودی · عضو دستجات تندرو · معتقد به تغییرات بنیادی · وابسته به ریشه ی واژه · واج بنیادی · گروه
-
جمع واژه ی : radix
-
متیلن
-
(شیمی - اتم یا مولکولی که لااقل دارای یک الکترون بی جفت و آزاد می باشد) بنیان آزاد · الکترون آزاد · ریشگی آزاد
-
رادیکالهای آزاد
-
واکنش افزایشی رادیکال آزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن