ترجمه "radiograph" به فارسی
رادیوگراف, پرتونگاره, عکس (برداشته شده توسط اشعه ی ایکس) بهترین ترجمه های "radiograph" به فارسی هستند.
radiograph
verb
noun
دستور زبان
an image, often a photographic negative, produced by radiation other than normal light; especially an X-ray photograph [..]
-
رادیوگراف
-
پرتونگاره
-
عکس (برداشته شده توسط اشعه ی ایکس)
-
ترجمه های کمتر
- مخابرات رادیویی
- پیام رادیویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radiograph " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "radiograph"
عباراتی شبیه به "radiograph" با ترجمه به فارسی
-
تکنولوژیست رادیولوژی · پرتونگار
-
باپرتومجهول برداشته شده · وابسته به پرتونگاری
-
رادیوگرافی قفسه سینه
-
عکس رادیوگرافی تابش مخروطی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن