ترجمه "radiology" به فارسی
پرتوشناسی, رادیولوژی, رادیولژی بهترین ترجمه های "radiology" به فارسی هستند.
radiology
noun
دستور زبان
(medicine) the use of radioactive substances in diagnosis and treatment [..]
-
پرتوشناسی
nounspecialty that uses medical imaging to diagnose and treat diseases seen within the body
-
رادیولوژی
nounI was abruptly anxious to get her to Carlisle and a full compliment of radiology equipment.
دلواپس بودم و میخواستم او را به کارل ایل و تجهیزات کامل رادیولوژی برسانم.
-
رادیولژی
-
ترجمه های کمتر
- پرتونگاری
- یژولويدار
- (پزشکی) پرتو شناسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " radiology " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن