ترجمه "radiotracer" به فارسی

(زیست شناسی) ردیاب پرتوی, پی یاب رخشی بهترین ترجمه های "radiotracer" به فارسی هستند.

radiotracer noun دستور زبان

A radioactive tracer; a radiolabel [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (زیست شناسی) ردیاب پرتوی

  • پی یاب رخشی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " radiotracer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "radiotracer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه