ترجمه "raff" به فارسی
خاکروبه, زباله, (انگلیس - محلی) آشغال بهترین ترجمه های "raff" به فارسی هستند.
raff
verb
noun
دستور زبان
A promiscuous heap; a jumble; a large quantity; lumber; refuse. [..]
-
خاکروبه
noun -
زباله
noun -
(انگلیس - محلی) آشغال
-
رجوع شود به riffraff
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raff " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن