ترجمه "railroad" به فارسی
خط آهن, راه آهن, راهآهن بهترین ترجمه های "railroad" به فارسی هستند.
railroad
verb
noun
دستور زبان
A permanent road consisting of fixed metal rails to drive trains or similar motorized vehicles on. [..]
-
خط آهن
nounThere are dozens of railroad crossings you have to blow the whistle for.
کلی عبور خط آهن هست که باید براش سوت بزنی
-
راه آهن
nounShow how valuable you are to the railroad.
نشون میدی چقدر برای این راه آهن ارزشمندی.
-
راهآهن
nouninterconnected network of infrastructure and vehicles used for train rail transport
The Yankees are going to take the railroad if they possibly can.
یانکیها می خوان راهآهن و بگیرن، اگه بتونن.
-
ترجمه های کمتر
- قطار
- ترن
- چپاندن
- (آمریکا) در راه آهن کارکردن
- (آمریکا- عامیانه) با شتاب تصویب کردن ( و اجازه ی بحث و مداقه ندادن)
- (آمریکا- عامیانه) ناحق به زندان فرستادن
- (به اتهام دروغین و یا محاکمه ی عجولانه) محکوم کردن
- با راه آهن حمل کردن
- با شتاب انجام دادن
- راه آهن و مخلفات آن (واگن ها و ایستگاه ها وغیره)
- شرکت یا اداره ی راه آهن
- عجولانه کردن یا به عمل آوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " railroad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "railroad" با ترجمه به فارسی
-
نهآ هار تعنص
-
سوزن ریل
-
خط آهن · راه آهن
-
کارگر راه آهن · کارگر راه اهن
-
نهآ هار زا هتسشنزاب
-
نهآ هار طسوت مادختسا
-
(آمریکا - پیش از جنگ های داخلی) سازمان کمک به فرار بردگان سیاهپوست از جنوب به شمال
-
ایستگاه راه آهن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن