ترجمه "raise" به فارسی
افراشتن, بالیدن, بلند کردن بهترین ترجمه های "raise" به فارسی هستند.
raise
verb
noun
دستور زبان
To cause to rise. [..]
-
افراشتن
verbto cause to rise
like barn raising, but with a cloud.
شبیه افراشتن انبار، ولی با ابر.
-
بالیدن
to bring up, to grow
-
بلند کردن
verbMelchior raised his head with an air of calm bewilderment which made the children roar with laughter.
ملکیور با چهرهای آرام و حیرتزده سر بلند کرد، و کودکان به دیدن او خنده سر دادند.
-
ترجمه های کمتر
- بالابردن
- بالا بردن
- افزایش
- افزودن
- علم کردن، فرازیدن
- هویدا کردن، آشکار کردن
- برداشتن
- افراختن
- بالابری
- بلندکردن
- فرازش
- پروردن
- (آواشناسی - با بالاتر قراردادن زبان صدای واکه را تغییر دادن) فراز کشیدن
- (بازی ورق) روی دست کسی خواندن
- (بچه) بار آوردن
- (خمیررا) ور آوردن 6
- (خنده و فریاد و غیره) برانگیختن
- (دوباره) زنده کردن 1
- (رادیو و تلفن و غیره) تماس گرفتن 3
- (محلی) رجوع شود به rise و arise 8
- (پرسش و پیشنهاد و غیره) کردن
- (گیاه و جانور) پروراندن
- ارتقا 9
- ارتقا دادن
- استنباط کردن
- اضافه حقوق
- افزایش مبلغ 0
- ایجاد کردن
- بر کشیدن 7
- برپا کردن
- بزرگ کردن
- بسیج کردن
- به صدا در آوردن
- به عمل آوردن
- به وجود آوردن
- بیدار کردن 5
- توپ مجدد زدن 2
- جمع کردن
- خاطر نشان کردن
- ذکر کردن
- رفع کردن
- زیاد کردن
- زیادتر کردن
- ساختن (بنای بلند)
- سرزنش کردن
- صدا کردن
- فرازاندن (در برابر: بلند شدن : rise - واروی : پایین بردن lower)
- فراهم کردن
- موجب شدن
- هج کردن 4
- پایان دادن 0
- پرورش دادن
- پیش کشیدن
- پیش گذاشت کردن
- گرد آوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raise " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Raise
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Raise" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Raise در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "raise"
عباراتی شبیه به "raise" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - گردهمایی روستاییان به منظور ساختن خانه ی یکی از نزدیکان) خانه سازی تعاونی · خانه سازی همیارگری
-
تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار
-
دامداری · دامپروری
-
تکان دادن
-
گردآوری اعانه
-
کسب درآمد
-
(موی سیخ کن از شدت ترس) هولناک · مخوف
-
عامل ورآورنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن