ترجمه "raised" به فارسی
برجسته, (با خمیر ترش) ور آمده, (پارچه) خواب دار بهترین ترجمه های "raised" به فارسی هستند.
raised
adjective
verb
Simple past tense and past participle of raise. [..]
-
برجسته
adjectiveRaised my paddle twice, and then I was out of it.
برجسته دست و پا زدن من دو بار ، و سپس L خارج از آن بود.
-
(با خمیر ترش) ور آمده
-
(پارچه) خواب دار
-
ترجمه های کمتر
- برجسته کاری شده
- دارای نقش برجسته
- پرزدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raised " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Raised
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Raised" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Raised در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "raised" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - گردهمایی روستاییان به منظور ساختن خانه ی یکی از نزدیکان) خانه سازی تعاونی · خانه سازی همیارگری
-
تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار
-
دامداری · دامپروری
-
تکان دادن
-
گردآوری اعانه
-
کسب درآمد
-
(موی سیخ کن از شدت ترس) هولناک · مخوف
-
عامل ورآورنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن