ترجمه "rake" به فارسی

شنکش, چنگک, هرزه بهترین ترجمه های "rake" به فارسی هستند.

rake Verb verb noun دستور زبان

A garden tool with a row of pointed teeth fixed to a long handle, used for collecting grass or debris, or for loosening soil. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شنکش

    noun

    garden tool [..]

    Lestiboudois was raking by her side, and every time he came near she lent forward, beating the air with both her arms.

    لستی بو دوا بغل دست او شنکش میکشید و هر بار که نزدیک میشد دخترک خم میشد و برای او دست میزد.

  • چنگک

    You can't get that rake from me!

    نمیتونی چنگک رو ازم بگیری!

  • هرزه

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • افشون
    • کجی
    • شیب
    • انگشته
    • تراشاندن
    • خراشاندن
    • هسک
    • (آتش را) با خاکستر پوشاندن
    • (ارتش) از دو سو به آتش بستن
    • (به دقت) بررسی کردن
    • (زمین را) با خیش دستی نرم یا صاف کردن
    • (سگ شکاری) بو کشیدن و تعقیب کردن شکار
    • (قوش شکاری) دنبال شکار پرواز کردن
    • (مرد) عیاش
    • (کف سالن سینما و تالار سخنرانی و غیره) کمی شیب داشتن
    • با افشون جمع کردن
    • برگ جمع کن
    • خیش دستی
    • دارای خمیدگی (خفیف ) کردن
    • ریک (زمینشناسی)
    • زن باز
    • زیر آتش شدید گرفتن
    • سراسر زیر نظر داشتن
    • شن کش
    • شیب کم
    • هر اسباب افشون مانند: چهارشاخ
    • وارسی کردن
    • کجی خفیف
    • کمی کج بودن (مانند دکل یا دودکش کشتی که کمی به عقب خمیدگی دارد)
    • کمی کج کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rake " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rake"

عباراتی شبیه به "rake" با ترجمه به فارسی

  • لخت کردن
  • (خودمانی - به ویژه به طور غیر قانونی) سهم · تخفیف · حق العمل · کمیسیون
  • موشکافی، جوریدن، جستجوی دقیق
  • چنگزنی
  • جاروهای شنکش
  • چنگزنی
اضافه کردن

ترجمه های "rake" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه