ترجمه "ramrod" به فارسی

تپان, میل, (توپ وتفنگ سر پر) سمبه بهترین ترجمه های "ramrod" به فارسی هستند.

ramrod verb noun دستور زبان

Device used with early firearms to push the projectile up against the propellant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تپان

  • میل

  • (توپ وتفنگ سر پر) سمبه

  • متصدی (به ویژه اگر سختگیر باشد)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ramrod " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ramrod" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه