ترجمه "ranching" به فارسی

دامداري, دامپروری گسترده بهترین ترجمه های "ranching" به فارسی هستند.

ranching noun verb دستور زبان

Present participle of ranch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دامداري

    She's got something to tell you about the ranch.

    يه چيزي در مورد دامداري هست که بايد بهت بگه

  • دامپروری گسترده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ranching " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ranching" با ترجمه به فارسی

  • پرورش جانوران شکاری
  • بنگاههای اقتصادی مبتنی بر مزرعه · مزارع · مزارع دامداري
  • مزرعه ی گل گشتی (مزرعه ی بزرگ و دارای اسب و لوازم پذیرایی و تفریح که در امریکا برخی برای گذراندن تعطیلات به آن می روند)
  • Ranch
  • آبزیپروری · دريازيپروري · پرورش دريايي
  • (معماری) خانه ی یک طبقه · خانه مرتعدار یا دامدار که معمولاً یک طبقه (ویلایی) است · خانه ی صاحب رنچ · منزل مالک مزرعه
  • (در باختر و جنوب باختری ایالات متحده) مزرعه ی بزرگ (یا ساختمان و غیره) · دامداری · در رنچ پرورش دادن · در رنچ کار کردن · رنچ · مالداری · مخفف : ranch house · مزرعه · مزرعه ی دامداری · کسانی که در مزرعه ی بزرگ کار می کنند
اضافه کردن

ترجمه های "ranching" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه