ترجمه "ranger" به فارسی

رنجر, تکاور, کماندو بهترین ترجمه های "ranger" به فارسی هستند.

ranger noun دستور زبان

a keeper, guardian, or soldier who ranges over a region to protect the area or enforce the law. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنجر

    Park ranger

    And Qhorin Halfhand is the greatest ranger alive.

    و " کورين نصف دست " هم بزرگترين رنجر زنده است.

  • تکاور

    noun

    could you ask him which one the strongest power ranger is?

    ميتوني ازش بپرسي که قويترين تکاور کيه؟

  • کماندو

    Boyle served with a ranger named Aaron Shaw.

    بویل با یه کماندو به اسم ایرون شاو خدمت میکرده

  • ترجمه های کمتر

    • گردان
    • سرگردان
    • بیابانگرد
    • سرجنگلبان
    • گردشگر
    • (امریکا) پاسدار سواره
    • (امریکا- معمولا R بزرگ) تکاور
    • (انگلیس) سر پیشاهنگ (دختر)
    • رئیس جنگلبانی
    • رئیس پارک
    • هنگ سوار
    • پلیس سواره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ranger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ranger noun دستور زبان

A player that plays for the Texas Rangers. [..]

+ اضافه کردن

"Ranger" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ranger در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "ranger" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ranger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه