ترجمه "rangy" به فارسی

بیابانگرد, گردشگر, وسیع بهترین ترجمه های "rangy" به فارسی هستند.

rangy adjective دستور زبان

Slender and long of limb; lanky [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیابانگرد

  • گردشگر

  • وسیع

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • گردان
    • (دشت و چراگاه وغیره) گسترده
    • دشت گرد
    • لاغر و پادراز
    • متمایل به تحرک و گردش
    • کشیده اندام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rangy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rangy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه