ترجمه "ranting" به فارسی

افراطی, بیهوده گویی, یاوه سرایی بهترین ترجمه های "ranting" به فارسی هستند.

ranting verb noun

Present participle of rant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افراطی

  • بیهوده گویی

    noun
  • یاوه سرایی

    noun

    I find myself guiltily relenting on my ranting and ravings.

    من خودم رو با یاوه سرایی و جار و جنجال به یک رفتار ظالمانه محکوم کردم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ranting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ranting" با ترجمه به فارسی

  • (اسکاتلند) جشن پرسروصدا · (ناشیانه) دکلمه کردن · بلند و مصنوعی حرف زدن (مثل هنرپیشگان ناشی) · بیهوده گویی · توپ و تشر زدن · رجز خواندن · سخن گزاف · عتاب کردن · فواره زدن · مبالغه · نطق گوشخراش (پردادوقال) · پرخاش کردن · کتان · یاوه سرایی
  • (اسکاتلند) جشن پرسروصدا · (ناشیانه) دکلمه کردن · بلند و مصنوعی حرف زدن (مثل هنرپیشگان ناشی) · بیهوده گویی · توپ و تشر زدن · رجز خواندن · سخن گزاف · عتاب کردن · فواره زدن · مبالغه · نطق گوشخراش (پردادوقال) · پرخاش کردن · کتان · یاوه سرایی
اضافه کردن

ترجمه های "ranting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه