ترجمه "raster" به فارسی

(تلویزیون) خط های موازی (که در غیاب تصویر روی صفحه دیده می شوند), محل تصویر بهترین ترجمه های "raster" به فارسی هستند.

raster verb noun دستور زبان

A scanning pattern of parallel lines that form the display of an image projected on a cathode-ray tube of a television set or display screen. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (تلویزیون) خط های موازی (که در غیاب تصویر روی صفحه دیده می شوند)

  • محل تصویر

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " raster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "raster"

عباراتی شبیه به "raster" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "raster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه