ترجمه "rationing" به فارسی

جيرهبندي, تغذیه محدود دام, سهمیهبندی بهترین ترجمه های "rationing" به فارسی هستند.

rationing noun verb دستور زبان

Present participle of ration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جيرهبندي

    and the ration cards

    و کارت‏هاي جيره‏بندي. ‏

  • تغذیه محدود دام

  • سهمیهبندی

    controlled distribution of scarce resources, goods, or services

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rationing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rationing" با ترجمه به فارسی

  • عقلانیت محدود
  • خودپرستی عقلایی
  • اعداد گویا
  • جيرههاي آغازگر · جيرههاي روزانه · جيرههاي نگهدارنده · جيرههاي پايه · جیرههای زادآوری · جیرههای غذایی · جیرههای پرواری
  • توجیه · دلیل تراشی
  • منطقی کردن شغل
  • سهمیه بندی سرمایه- جیره بندی
  • استدلالی · بخرد · بخردانه · تعقلی · خرد آمیز · خرد پذیر · خردمند · خردمندانه · عاقل · عاقلانه · عقلانی · عقلی · فکری · مستدل · منطق · منطقی
اضافه کردن

ترجمه های "rationing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه