ترجمه "raunchy" به فارسی

نامرغوب, هرزه, بدنما بهترین ترجمه های "raunchy" به فارسی هستند.

raunchy adjective دستور زبان

Very low class; inferior; inadequate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامرغوب

    adjective
  • هرزه

    adjective
  • بدنما

  • ترجمه های کمتر

    • بنجل
    • شهوانی
    • وقیح
    • چرک
    • (امریکا- خودمانی)
    • (به ویژه هنر و ادبیات و فیلم) شهوت انگیز
    • بی حیا
    • رنگ و رو رفته
    • زیاده نما
    • کرم خورده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " raunchy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "raunchy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه