ترجمه "raving" به فارسی
دیوانه, هذیان, شیفته بهترین ترجمه های "raving" به فارسی هستند.
raving
adjective
noun
verb
adverb
دستور زبان
Present participle of rave. [..]
-
دیوانه
noun -
هذیان
nounHe has just burst out laughing, and says that I am raving.
او هنگام دیدن من در حال نوشتن این نامه خندید و چنین تصور کرد که دچار هذیان شدهام.
-
شیفته
-
ترجمه های کمتر
- (شدیدا) تحسین انگیز
- خروشان و جوشان
- دو آتشه
- سخن نامفهوم
- سینه چاک
- هذیان گوی
- پرت و پلا
- پریشان گویی
- چرت و پرت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raving " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Raving
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Raving" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Raving در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "raving" با ترجمه به فارسی
-
(انگلیس) مهمانی پر سروصدا · (خودمانی) · کنسرت پر سروصدا و پرهیجان
-
(به ویژه توفان) توفیدن · (بیش از اندازه) با اشتیاق حرف زدن · (دیوانه وار) با خود حرف زدن · (عامیانه) تعریف غلوآمیز · به طور نامفهوم حرف زدن · به عرش رساندن · تعریف بسیار تمجیدآمیز · حرارت به خرج دادن · خروشیدن · سخن پراشتیاق · غرش · غریدن · فواره زدن · هذیان گفتن · پرت و پلا گفتن · پریشان گویی کردن · ژاژ خایی · ژاژخایی کردن · کار یا سخن دیوانه وار
-
نیو ریو
-
(به ویژه توفان) توفیدن · (بیش از اندازه) با اشتیاق حرف زدن · (دیوانه وار) با خود حرف زدن · (عامیانه) تعریف غلوآمیز · به طور نامفهوم حرف زدن · به عرش رساندن · تعریف بسیار تمجیدآمیز · حرارت به خرج دادن · خروشیدن · سخن پراشتیاق · غرش · غریدن · فواره زدن · هذیان گفتن · پرت و پلا گفتن · پریشان گویی کردن · ژاژ خایی · ژاژخایی کردن · کار یا سخن دیوانه وار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن