ترجمه "razor" به فارسی
استره, ریشتراش, تیغ (ریش تراشی) بهترین ترجمه های "razor" به فارسی هستند.
razor
verb
noun
دستور زبان
A keen-edged knife of peculiar shape, used in shaving the hair from the face or other parts of the body. [..]
-
استره
shaving knife
-
ریشتراش
"Did he ever have an electric razor?" "No."
داره به من میگه الکتریسته. آیا اون خدا بیامرز برق کار بوده؟" نه!"ریشتراش برقی داشته؟" نه!
-
تیغ (ریش تراشی)
-
ترجمه های کمتر
- تیغ صورت تراشی
- ریش تراش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " razor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "razor"
عباراتی شبیه به "razor" با ترجمه به فارسی
-
تیغ اوکام
-
(جانورشناسی) صدف تیغی (تیره ی Solenidae) · صدف تیغی · ốc mã đao · ốc móng tay · ốc ngón tay
-
صدف تیغی · ốc mã đao · ốc móng tay · ốc ngón tay
-
صدفتیغیها
-
تیغ دسته دار (و تاشو) · تیغ دلاکی · تیغ سلمانی
-
تیغ اوکام
-
صدف تیغی · ốc mã đao · ốc móng tay · ốc ngón tay
-
تیغ خودتراش · ریشتراش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن