ترجمه "razzing" به فارسی

تمشک, خرخر, خرناس بهترین ترجمه های "razzing" به فارسی هستند.

razzing verb noun

Present participle of razz. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمشک

    noun
  • خرخر

    noun
  • خرناس

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مرغ
    • اظهار تنفر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " razzing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "razzing" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا - خودمانی) · اظهار تنفر · تمشک · خرخر · خرناس · دست انداختن · رجوع شود به raspberry · سرزنش کردن · شماتت کردن · مرغ · مسخره کردن
اضافه کردن

ترجمه های "razzing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه