ترجمه "realty" به فارسی

مستقل, وفاداری, ثابت بهترین ترجمه های "realty" به فارسی هستند.

realty noun دستور زبان

real estate; a piece of real property; land. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستقل

    noun

    I'm so honored to be here tonight on behalf of Park Avenue Realty.

    خيلي مفتخرم که امشب به نيابت از گروه مستقل خيابان پارک اينجا باشم

  • وفاداری

  • ثابت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (مهجور) امانت
    • رجوع شود به real estate
    • غیر منقول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " realty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Realty
+ اضافه کردن

"Realty" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Realty در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "realty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه